|
شب نقره ای |
|
|
از تو به کی شکایت کنم؟که احساس کنه قلبم رو که سالها با تو عذاب کشید
از تو به کی شکایت کنم؟ که تو خودت هم قاضی هستی هم متهم
از تو به کی شکایت کنم؟ من شکایتم از تو به خود توست که شادی و اشک من در دستانه توست
از تو به کی شکایت کنم؟در حالی که وجدانت هم نتونه تورو محاکمه کنه
از تو به کی شکایت کنم؟که تو خودت عزیزی و نزدیکتر از نزدیکترین به من و هر انسان هر که می خواهد باشد بعد از تو برای من غریبه است
من با اشکهایم مدارا میکنم تا به رویه تو بخندم من اشک واسم عزیزه ولی اشک من هم ارزونیه تو
بخاطر تو بخاطر تو بخاطر تو تا اینکه خوش باشی از جهنمه درونم واست بهشت می سازم
چی میخوای بزرگتر از این قلب
چی میخوای بیشتر ار این عشق
از توبه کی شکایت کنم؟
شعر ترجمه امین عزیز از اهواز که همیشه به یاد من هست و من هم خیلی دوستش دارم
|
|
لينك ثابت|
جمعه سوم فروردین 1386ساعت 23:19 توسط خانمی شب |
|
|
گشتي در اينترنت
|
|
|
|
|
| وبلاگ من |
|
صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشيو موضوعي |
| نوشته هاي پيشين |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
RSS
|