|
شب نقره ای |
|
هدیه دوستان
|
دادای عزیز از این همه لطف و ابراز محبتت نسبت به من و آقای شب ممنونم |
|
لينك ثابت|
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 16:2 توسط خانمی شب |
|
|
هدیه دوستان
|
شادی جوون بابت این دسته گل قشنگت واقعا ممنونیم
الهه جون از این همه محبتت ممنون ایشالله روزی خودت بشه عزیزم
|
|
لينك ثابت|
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 14:41 توسط خانمی شب |
|
|
اولین روز 2 تا شدن
|
![]() |
|
لينك ثابت|
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 14:31 توسط خانمی شب |
|
|
|
به نام خداوند عشق آمديم از پشت كوچه هاي خيال و با هم همسفر شديم همديگر را باور كرديم و قسم ياد كرديم كه تا ابد با هم باشيم با هم دست به دعا برديم و براي خوشبختي مان دعا كرديم خانم شب آقاي شب پذيراي روز شنبه ۱۱/۱/۱۳۸۶ بياييد و با حضورتان شبمان را پر نور تر كنيد منتظر حضور نقره فامتان هستيم
|
|
لينك ثابت|
شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 15:20 توسط خانمی شب |
|
|
|
![]() |
|
لينك ثابت|
شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 4:20 توسط خانمی شب |
|
|
|
|
واي خداي من
فقط ۱ روز مونده دارم از شادي پر در ميارم ۱ |
|
لينك ثابت|
شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 3:19 توسط خانمی شب |
|
|
|
|
واي خداي من ما هنوز باورمون نميشه كه... اه اه اه خانمي شب چي ميگي ! داري لو ميدي بزاز خودشون بيان و ببينن پس با ما باشيد تا ۲ روز ديگه البته خانمي ما قبلاً لو رفتيم اه وا راست ميگي چطوري آخه!؟ مگه يادت رفته آلفا جون اولين هديه رو بهمون داد آخ راستي ولي خب به هر حال خوشحال ميشيم تو جشنمون باشن پس منتظر همتون توي اين روز بزرگ هستيم تا ۲ روز ديگه
|
|
لينك ثابت|
جمعه دهم فروردین 1386ساعت 13:42 توسط خانمی شب |
|
|
|
آلفاي عزيزمان از اين همه مهر و محبتت ممنونيم اميدوارم روزي برسه كه ما هم بتونيم تلافي كنيم، البته به نيكي و خوبي |
|
لينك ثابت|
جمعه دهم فروردین 1386ساعت 13:11 توسط خانمی شب |
|
|
تپش قلب
|
|
تپش قلب من و آقای شب |
|
لينك ثابت|
پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 17:18 توسط خانمی شب |
|
|
شمارش معکوس
|
|
سلام به دوستای خوب و مهربون خودم
سال نو رو تبریک میگم البته باید زودتر میومدم ولی خب یکم کار داشتم که نشد و از همتون معذرت میخوام و حالا یه خبر خوش قراره تا ۳ روز دیگه بزرگترین اتفاق زندگی من و آقای شب رخ بده می پرسید چی؟ هرچند که بعضی از دوستای خوبم خبر دارن ولی نمیگم تا موقع اش بشه و از حالا شمارش معکوس:
۳ |
|
لينك ثابت|
پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 17:11 توسط خانمی شب |
|
|
اشک
|
|
می خواهم اشک را معنا کنم اشک یعنی گریه قلبی سرخ اشک یعنی گریز از تنهایی اشک یعنی زلالی یک عشق اشک یعنی سر چشمه پاکی اشک یعنی یک قطره خوبی شاید هم یک دریا غم!!!!!!! و انگار چشمها خشک شدند اشکی بریزید از شوق!!! حالا شما بگویید اشک چیست؟ |
|
لينك ثابت|
پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 16:54 توسط خانمی شب |
|
|
|
لغزم به لغزش باران دیدگانت ...
در آن دم که طوفان هــم از لغــــزش قلبـــم بی نسیب می ماند ، به خود بالیدم که چون کوهی راست قامت ایستاده ام و استوار می مانم ، غافل از روزی که ان مهر بی پیرایه ، به نسیمی ملایم ، مرا در خود لرزاند و خرد گردانید ...
و این است که در عین کوهی ، برگی پاییزیم که اسیر آن نسیم گشتم ...
می رهم از خویش و می مانم ز خویش ، کز کجا آمد آن نسیم ، که تعقیب تصویر نگاهش رهسپار ابدیتی گرداندم که خواستگاهم بود ...
خالقا ماندگارم گردان که در انتهای ابدیتم ، آن نسیم از فراقم اشکباران است و در انتظار ، تا چون شیرخواره ای در آغوشش جان سپارم ... |
|
لينك ثابت|
سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 0:52 توسط خانمی شب |
|
|
|
|
در شب چشمان تو
هزار ستاره مي رقصد زير نور مهتابي نگاهت سايه تنهاييم رنگ ميگيرد چشمانم اسير خواهش مي شود نغمه اي در سكوت سينه ام عاشقانه ميخواند دوستت دارم... به شب نگاه كن آواي دل انگيز عشق را بشنو عطر احساسم را در آغوش بگير گلي از باغ تنهاييم بچين هياهوي شب را در لحظه ها ويران مرا در خلوتت پنهان كن تا در اعماق تنهايي يكديگر را باز يابيم چرا كه گل احساسم در تاريك ترين لحظه ها ميشكفد
از محمد عزیزم که همیشه به یاد من هست |
|
لينك ثابت|
شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 14:43 توسط خانمی شب |
|
|
|
|
بغض تلخی گلویم را می فشارد
اما لبخند زیبای تو در قاب عکس که نشسته روبرویم نمیگذارد که بغضم بشکند یک لیوان شیر که نوشیدنی مورد علاقه ات بود در دستی و دست دیگرم تکیه گاه سرم است به جای شانه هایت از قاب تنگ عکس بیرون می ایی و شیطنت هایت را از سر می گیری و من می دانم که این تو نیستی یادت است سعی می کنم با شیر بغضم را فرو دهم اما... اما بی فایده است لیوان شیر را به سمت دیوار رها می کنم و باران از ابر چشمانم جاری می شود صدایت خاموش می شود و لبخندت محو بدون تو همه چیز عم تلخ تنهایی دارد دستهایم را می گذارم روی صورتم و بی امان زجه می زنم ساعتی بعد کمی آرام می شوم و قاب عکست را در آغوش می گیرم موها و چشمانت را نوازش می کنم این عکس چقدر سرد است اما تو مانند همیشه گرم گرمی بدون تو تمام این خانه خاموش و سرد است می دانم که نه امشب و نه شبهای دیگر بدون تو سحر نمیشود برایم کاش اینجا بودی در کنارم در آغوشم مثل همیشه اما... ای خدا چه میشود که او با خوبی هایش باز گردد * * * وای خدای من تو اینجا چه می کنی دختر...؟! |
|
لينك ثابت|
شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 10:51 توسط خانمی شب |
|
|
|
صف طويل
ستاره ها که تمامی ندارند، وقتی در انتظار تو، صف می کشند تا شماره بگيرند. من اما صبورانه ادامه ميدهم. اگر چه می دانم هميشه ستاره ای هست؛ که ناشمرده باقی مانده باشد ... |
|
لينك ثابت|
جمعه سوم فروردین 1386ساعت 23:34 توسط خانمی شب |
|
|
|
از تو به کی شکایت کنم؟که احساس کنه قلبم رو که سالها با تو عذاب کشید
از تو به کی شکایت کنم؟ که تو خودت هم قاضی هستی هم متهم
از تو به کی شکایت کنم؟ من شکایتم از تو به خود توست که شادی و اشک من در دستانه توست
از تو به کی شکایت کنم؟در حالی که وجدانت هم نتونه تورو محاکمه کنه
از تو به کی شکایت کنم؟که تو خودت عزیزی و نزدیکتر از نزدیکترین به من و هر انسان هر که می خواهد باشد بعد از تو برای من غریبه است
من با اشکهایم مدارا میکنم تا به رویه تو بخندم من اشک واسم عزیزه ولی اشک من هم ارزونیه تو
بخاطر تو بخاطر تو بخاطر تو تا اینکه خوش باشی از جهنمه درونم واست بهشت می سازم
چی میخوای بزرگتر از این قلب
چی میخوای بیشتر ار این عشق
از توبه کی شکایت کنم؟
شعر ترجمه امین عزیز از اهواز که همیشه به یاد من هست و من هم خیلی دوستش دارم
|
|
لينك ثابت|
جمعه سوم فروردین 1386ساعت 23:19 توسط خانمی شب |
|
|
|
ای مهربانترین تپش قلب زندگی
ای قصهء صبوری گلهای عاطفه ای امتداد آینهء عشق تا ابد ای معنی تولد زیبای عاطفه زیباتر از تولد گلهای ارغوان آبی تر از شکفتن روح حقایقی دستان توست سایهء صدها گل غریب تو شرح حال سوختن شمع عاشقی ای اولین حکایت بی انتهای عشق رفتی و بی تو نام نجابت، غریب شد بی تو به وسعت عطش سرخ لاله ها دل مردُ و سرزمین شکفتن غریب شد |
|
لينك ثابت|
چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 13:58 توسط خانمی شب |
|
|
گشتي در اينترنت
|
|
|
|
|
| وبلاگ من |
|
صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشيو موضوعي |
| نوشته هاي پيشين |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
RSS
|